n00003358-s

درآمدی بر موسیقای قرآنی

n00003358-s

ازجمله وجوه اعجاز کلام الهی، موسیقای شگفت انگیز آیات آن است.عربهای بیابانگرد حجاز پیش از آنکه به محتوای عجیب و جالب قرآن دل بسپارند، نسبت به این موسیقای شگرف و شگفت، واکنش نشان می داده اند. داستان قرائت قرآن امام سجاد علیه الصلوة والسلام که رهگذران در کوچه پشت خانه آن حضرت اجتماع می کردند تا تلاوت قرآن او را بشنوند و راه بندان می شد یا داستان آن سه تن از سران قریش ـ ابو سفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق ـ که دشمن سرسخت پیامبر (ص) و مسلمانان بودند، پنهان از هم و شبانه به در منزل رسول گرامی اسلام می آمدند، شنیدن صوت قرآنی از بهجت لبریز شوند، گواه این مطلب است. امروزه نیز کم نیستند شنوندگان غیر عرب زبانی در کشورهای اروپایی و آمریکایی که تنها از طریق شنیدن صوت دل انگیز قاری قرآنی، قطره های اشک بر گونه هاشان غلتیده و اسلام آورده اند.

تفاوت موسیقای قرآنی با موسیقی های دیگر، توان آن در برانگیختن احساس شنونده و قرار دادن او در فضایی مناسب با متن و محتوای آیاتی است که تلاوت می شود. شاید سّر آنکه از ما خواسته اند که قرآن را بلند و نیکو و در دستگاه موسیقایی خاصّ خود بخوانیم، همین باشد. پیش از آنکه بارزترین نمونه قرآنی را دراین مورد بیاوریم، این نکته را یاد آورمی شویم که اصولاً هر حرفی در زبان عربی ـ بنا به پژوهش های صورت گرفته در دانش تجویدیا فُونُتیک قرآنی ـ دارای صفت یا صفاتی است که جز در صورت ابراز آن(و در رابطه به حروف دیگر پیوسته با آن) به ظهور نمی رسد.

این هنر نمایی الهی است که دربسیاری ـ اگر نگوییم همه ـ آیات قرآنی با کنارهم نهادن حروفی باصفاتی همخوان یا گونه گون در القای حالات صحنه عذاب دوزخیان، فشار وارد آمده بر رزمندگان، بهجت و سرور پیدا در چهره بهشتیان بسیار فعّال(کاری) عمل کرده است. بسیار هنرمندانه تر از صداسازان نمایشنامه های رادیویی یا دوبلورهای تلویزیونی که بر جهت القای حسّ موجود در صحنه، از ابزاری بیرون از متن به عنوان «افکت» بهره می جویند. به زبان ساده تر القاء چنین احساسی در قرآن کریم از طریق خود الفاظ صورت می گیرد.

یکی از بارزترین مواضع ابراز این هنر سوره مبارکه ناس است که محتوای اصلی آن تعلیم شخص پیامبر اسلام(ص) و به پیروی از ایشان، دیگر مؤمنان، به پناهندگی به پروردگار و معبود مردمان از شرّ وسوسه شیاطین خنّاس است:

«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. قُل اَعُوذُ بِربِّ النّاسِ. مَلِکِ النّاسِ. اِلهِ النّاسِ. مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنّاسِ. الَّذی یوَسوِسُ فِی صُدُورِ النّاسِ. مِنَ الجِنَّةِ وَ النّاسِ.»

ما بی آنکه از محتوای سوره خبر داشته باشیم، تحت تأثیر بسامد ـ شمار تکرار ـ حرف سین در این سوره و نحوه چینش آن در این آیات، نحوه وسوسه «خنّاس» را به وضوح احساس می کنیم. برای تکرار چنین تجربه ای و با یاد آوری بسامد حروف«ق» و «ع» و همچنین حروفی چون «ط» و «ص» و «خ» در آیات یکم تا دوازدهم سوره مبارکه «حاقّه» ـ سوره (69) ـ شما را به خواندن این آیات فرا می خوانیم. از دید شما چه رابطه ای میان تعداد این حروف با محتوای این آیات وجود دارد؟ بویژه با توجّه به خصوصیت کوبندگی حرف «ق» و استعلاء ـ بالا رفتن صدا ـ سایر حروف و اطباق ـ غلظت ـ آنها.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *